
مدرسه میناب؛ ضرورت ثبت ملی یک فاجعه انسانی
چرا ثبت ملی مدرسه میناب به عنوان یک «مکان رویداد» تراژیک اهمیت دارد؟
پایگاه خبری صدای میراث – مریم جلیلوندفرد: اصابت موشک تاماهاوک آمریکا به مدرسهای در میناب در جنوب ایران که جان ۱۲۳ کودک دبستانی را گرفت، تنها یک واقعه تلخ و جنایتکارانه در یک نقطه جغرافیایی نبود؛ این رخداد بهسرعت به یک نماد جهانی از رنج غیرنظامیان، نقض حقوق کودکان و بیپناهی فضاهای آموزشی در زمان جنگ تبدیل شد. بازتاب گسترده این حادثه در رسانههای بینالمللی و واکنش نهادها و مجامع جهانی نشان داد که این اتفاق فراتر از یک خبر به یک «رویداد تاریخی معاصر» نبدیل شده است.
در چنین شرایطی، پرسش مهمی که پیش روی سیاستگذاران فرهنگی و متولیان میراث فرهنگی قرار دارد این است که آیا «مدرسه میناب» نباید بهعنوان بخشی از حافظه جمعی و یک مکان رویداد تراژیک در عصر معاصر ثبت ملی و حفاظت شود؟
در ادبیات نوین میراث فرهنگی، تنها بناهای باستانی یا آثار کهن موضوع حفاظت نیستند؛ بلکه «مکانهای رویداد»ها نیز جایگاه ویژه یافتهاند. این مکانها، فضاهایی هستند که در آنها وقایع مهم و اغلب، تلخ و تراژیک رخ داده و به بخشی از حافظه تاریخی یک ملت یا حتی جامعه جهانی تبدیل شدهاند. از این منظر، مدرسه میناب واجد تمام ویژگیهای یک «مکان رویداد معاصر» است.
ثبت ملی این مدرسه، نه صرفاً یک اقدام اداری، بلکه یک موضعگیری فرهنگی و اخلاقی است که میتواند چند کارکرد مهم داشته باشد. نخست، حفظ حافظه تاریخی؛ در جهانی که سرعت اخبار بالا و فراموشی سریع است، ثبت این مکان مانع از به حاشیه رفتن یک فاجعه انسانی میشود و از این منظر، «مدرسه میناب» میتواند به نمادی ماندگار از قربانی شدن کودکان در جنگ تبدیل شود.
دوم، کارکرد آموزشی است. چنین مکانهایی میتوانند به فضاهایی برای آگاهیبخشی نسلهای آینده تبدیل شوند و روایت آنچه در این مدرسه رخ داد، میتواند در خدمت ترویج فرهنگ صلح و مقابله با خشونت قرار گیرد.
سوم، تقویت مطالبهگری حقوقی و بینالمللی است و با ثبت ملی این «مکان رویداد» تراژیک می توان به مستندسازی یک جنایت کمک کرد و در پیگیریهای حقوقی و دیپلماتیک آینده در جلوگیری از رنج غیرنظامیان در جنگها و مخاصمات نقشآفرینی داشت.
چهارم آن که ثبت ملی مدرسه میناب با رویههای جهانی همخوان است و در بسیاری از کشورها، مکانهای مرتبط با فجایع انسانی، از مدارس تا اردوگاهها، بهعنوان میراث ملی یا مکان رویداد ثبت شدهاند تا هم یادآور گذشته و هم هشداری برای آینده باشند. «مدرسه میناب» نیز میتواند در همین چارچوب تعریف شود.
ثبت ملی «مدرسه میناب» البته نیازمند نگاهی فراتر از رویکردهای سنتی میراث فرهنگی است. باید پذیرفت که میراث فرهنگی، فقط شکوه گذشته نیست و گاه، زخمهای تاریخی نیز بخشی از آن هستند. این زخمها، اگر درست روایت و حفاظت شوند میتوانند به ابزارهایی برای بازاندیشی، همدلی و پیشگیری از تکرار تبدیل شوند.
«مدرسه میناب» امروز دیگر تنها یک ساختمان نیست. حامل روایتی است که وجدان جهانی را تحت تأثیر قرار داده است و ثبت ملی آن، در واقع ثبت روایتی از کودکانی است که قربانی جنگ شدند و روایتی از جهانی است که نسبت به آن واکنش نشان داد.
دراین دیدگاه، اگر قرار است میراث فرهنگی، آیینهای از هویت و تجربههای یک ملت باشد، این آیینه نباید تنها روزهای روشن را نشان دهد. مدرسه میناب هم با تمام تلخیاش، بخشی از این تصویر است؛ تصویری که باید در حافظه ملی ایران و نگاه جهان، ثبت و به یاد سپرده شود.
