
هویت ایرانی و ضرورت بازخوانی شاهنامه
ویژگی ممتاز تمدن ایرانی چیست؟

پایگاه خبری صدای میراث: سیدرضا صالحی امیری – وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی: زبان فارسی «زیرساخت هویت تمدنی ایران» است و در این میان شاهنامه فردوسی جایگاه راهبردی در حفظ انسجام تاریخی و فرهنگی ایرانیان دارد.
زبان، حافظه تاریخی ملتها، بستر انتقال تجربههای تمدنی و مهمترین عنصر تداوم هویت فرهنگی جوامع است. زبان کارکرد بنیادین فرهنگ، هویتسازی و تضمین استمرار ارزشهای تاریخی یک ملت است.
مهمترین عامل بقای فرهنگ ملی هر کشور، هویت آن ملت است و در درون این هویت، زبان جایگاهی بیبدیل دارد. از همین منظر، زبان فارسی را باید مهمترین رکن استمرار تاریخی و تمدنی ایران دانست.
حکیم فردوسی با آفرینش شاهنامه، نهتنها اثری سترگ در قلمرو ادب و حکمت پدید آورد، بلکه پروژهای بزرگ برای حفاظت از حافظه تاریخی و فرهنگی ایران بنیان گذاشت. امروز اگر زبان فارسی همچنان زنده، پویا و قابل فهم برای ایرانیان است، بخش مهمی از این ماندگاری را مدیون فردوسی هستیم.
شاهنامه فردوسی نیز سند استمرار ایران فرهنگی است. شاهنامه متنی تمدنی است که در آن مفاهیمی چون خردورزی، اخلاق، عدالت، هویت ملی، جوانمردی، مسئولیت اجتماعی و انسجام فرهنگی بازنمایی شده است. فردوسی در شاهنامه با درکی عمیق از اهمیت هویت تاریخی، ایران را یک حوزه تمدنی با مرزهای روشن فرهنگی معرفی میکند.
شاهنامه، کتاب عقلانیت و انسانیت است. فردوسی نیز خرد را والاترین موهبت الهی و معیار سنجش انسان میداند و بر این باور است که جامعه بدون عقلانیت، در معرض زوال اخلاقی و تاریخی قرار میگیرد. از این رو، بازخوانی شاهنامه در جهان معاصر، ضرورتی فرهنگی و تمدنی است.
یکی از ویژگیهای ممتاز تمدن ایرانی، استمرار زبان فارسی است و در حالی که بسیاری از زبانها در مسیر تحولات تاریخی دچار گسست شدند، زبان فارسی توانست پیوستگی خود را حفظ کند و همچنان زبان زنده فرهنگ، اندیشه و هویت ایرانی باقی بماند.
زبان فارسی همچنین، مقدمه و پیشران تمدن ایرانی است و غنای فرهنگی ایران در همین تداوم تاریخی و ظرفیت تمدنی ریشه دارد. هر جامعهای که از غنای فرهنگی برخوردار باشد، توانایی تمدنسازی خواهد داشت و ایران، به دلیل برخورداری از پشتوانه عظیم فرهنگی و ادبی، یکی از کهنترین و پایدارترین حوزههای تمدنی جهان محسوب میشود.
برهمین اساس، در عصری که جهان با بحرانهای اخلاقی، خشونت، افراطگرایی و آشفتگی هویتی مواجه است، بازگشت به سرچشمههای عقلانیت و انسانیت ضرورتی اجتنابناپذیر است و بیتردید فردوسی و شاهنامه از مهمترین این سرچشمهها برای جهانیان به شمار میآیند.
