
ویروس نابودگر در مسیر گردشگری ایران و عراق
گزارش خبرنگار عراق صدای میراث از کلاهبرداریهای میلیونی از گردشگران ورودی و فروش سیمکارتهای بلااستفاده در مرز شلمچه
پایگاه خبری صدای میراث – حسین خینی: هنوز چند قدمی از گیت ورودی مرز شلمچه دور نشدهاند که نخستین تصویر گردشگران عرب از سفر به ایران شکل میگیرد؛ همان ویروس نابودگر مسیر گردشگری که نه از جاذبههای تاریخی، نه از مهماننوازی ایرانیان و نه از ظرفیتهای گردشگری کشور، بلکه از صفهای طولانی، سردرگمی، دلالی، اینترنت قطعشده، سیمکارتهای بدون کارایی و نگرانی برای برقراری یک تماس ساده با خانواده ساخته میشود.
به گزارش صدای میراث، بازار عراق سالهاست مهمترین بازار گردشگری ورودی ایران محسوب میشود. میلیونها زائر، گردشگر سلامت، مسافر تفریحی و تجاری هر سال از مرزهای زمینی یا هوایی وارد کشور میشوند و بخش مهمی از درآمد گردشگری ایران را تشکیل میدهند. با این حال، بررسیهای میدانی نشان میدهد آنچه امروز این بازار را تهدید میکند، نه کاهش علاقه مردم عراق به ایران، بلکه کیفیت تجربهای است که از لحظه ورود تا زمان خروج با خود به کشورشان بازمیگردانند.
نخستین شوک؛ سیمکارتی که از همان ابتدا کار نمیکند
مشکلات از همان ساعات نخست ورود آغاز میشود. بسیاری از گردشگران عرب، بلافاصله پس از عبور از مرز، سیمکارت ایرانی خریداری میکنند تا ارتباط خود را با خانواده، محل کار و آژانس مسافرتی حفظ کنند، اما خیلی زود با پیام سامانه رجیستری مواجه میشوند که اعلام میکند تلفن همراه آنها ثبت نشده و امکان استفاده از شبکه تلفن همراه وجود ندارد. ناگزیر به خرید تلفن همراه جدید می شود. اما سیمکارتی که برای آن هزینه پرداخت شده هم عملاً بلااستفاده میشود. گردشگر ناچار است ساعتها به دنبال راهحل بگردد؛ یا مودم تهیه کند یا به اینترنت هتل متصل شود و یا از هاتاسپات تلفن همراه دیگران استفاده کند.
مشکل اما تنها قطع بودن سیمکارت نیست. اینترنتی که در اختیار بسیاری از این گردشگران قرار میگیرد، امکان دسترسی به پیامرسانها و شبکههای اجتماعی پرکاربرد را فراهم نمیکند. بنابراین برای استفاده از واتساپ، اینستاگرام یا دیگر ابزارهای ارتباطی، ناچار به خریدوی.پی.ان میشوند؛ برنامههایی که اغلب با قیمتهای بالا فروخته میشوند اما بخش قابل توجهی از آنها کارایی لازم را ندارند و جعلی از آب درمیآیند.
در نتیجه، گردشگری که هزاران کیلومتر از خانه فاصله گرفته، حتی نمیتواند یک تماس تصویری ساده با خانواده خود برقرار کند. برای بسیاری از خانوادههای عراقی که فرزند یا بستگانشان به ایران سفر کردهاند، همین قطع ارتباط به معنای نگرانی و اضطراب است؛ نگرانیای که در شرایط بحرانی یا همین جنگ اخیر به مراتب شدیدتر میشود.
بیشتر بخوانید: عراق و ایران برای افزایش گردشگر با بخش خصوصی توافق کردند
رجیستری؛ جولانگاه سودجویان برای گردشگران ورودی
نبود سازوکار شفاف برای رجیستری موقت تلفن همراه گردشگران خارجی، زمینه شکلگیری بازار غیررسمی را در اطراف مرز شلمچه فراهم کرده است. فعالان گردشگری میگویند، افرادی با وعده ثبت قانونی تلفن همراه، از گردشگران مبالغی تا ۳۰ میلیون تومان دریافت میکنند، اما در بسیاری از موارد، رجیستری هرگز انجام نمیشود و پس از دریافت پول دسترسی به مدعیان ناممکن است.
در کنار این موضوع، فروش سیمکارتهای موسوم به «گردشگری» نیز به یکی دیگر از زمینههای سوءاستفاده تبدیل شده است. در برخی موارد بابت یک سیمکارت که قرار است یک ماه اعتبار داشته باشد تا ۳ میلیون تومان از گردشگر ورودی دریافت میشود، اما این سیمکارتها گاهی تنها چند روز یا حداکثر یک هفته فعال هستند و سپس از دسترس خارج میشوند.
برای گردشگری که با قوانین ایران آشنایی ندارد و زبان فارسی نمیداند، تشخیص خدمات قانونی از فعالیت افراد سودجو تقریباً غیرممکن است. او تصور میکند هزینهای که پرداخت میکند، بخشی از فرآیند رسمی ورود به کشور است؛ در حالی که بعدها متوجه میشود نه رجیستری انجام شده و نه سیمکارتش قابلیت استفاده دارد و طعمه کلاهبرداری شده است.
دلالانی که اولین تصویر ایران را میسازند
نخستین افرادی که بسیاری از گردشگران پس از عبور از مرز با آنها روبهرو میشوند، نه راهنمایان رسمی گردشگری هستند، نه دفاتر اطلاعرسانی و نه نیروهای آموزشدیده، به جای آنها، گروهی از واسطهها و دلالان در اطراف مرز و بازار خرمشهر فعالیت میکنند که هر کدام خدمتی را وعده میدهند؛ از رجیستری تلفن همراه گرفته تا صدور مجوزهای امنیتی، فروش سیمکارت، تبدیل ارز، رزرو هتل، تهیه بلیت قطار یا هواپیما و حتی انتقال مسافر به شهرهای مختلف.
به گفته فعالان گردشگری در یک کاسبی تازه برای سودجویان و دلال ها به گردشگران ورودی گفته می شود که برای سفر به ایران نیاز به مجوز امنیتی دارند که در بسیاری موارد برگههایی با عنوان «مجوز امنیتی» در اختیار گردشگران قرار میگیرد و از آنها خواسته میشود برای دریافت این مجوز پول پرداخت کنند؛ برگههایی که بعداً مشخص میشود فاقد اعتبار هستند و حتی جعلی صادر شده اند. در مواردی نیز مدعیان صدور مجوز امنیتی ورود به ایران پیامکهایی برای گردشگران ارسال و از آنها میخواهند مبالغی برای صدور مجوز یا تکمیل مراحل ورود به فردی که راهنمای آن ها است پرداخت کنند؛ در حالی که چنین فرآیندی اساساً وجود خارجی ندارد.
بلیتهای جعلی روی کاغذ و بدون وجود مسیر
یکی دیگر از مشکلاتی که بارها از سوی فعالان گردشگری گزارش شده، فروش بلیتهای جعلی به گردشگران ورودی به ویژه عراقیها است. برخی گردشگران پس از پرداخت هزینه، متوجه میشوند بلیتی که خریداری کردهاند، اصلاً در سامانه راهآهن یا شرکت هواپیمایی ثبت نشده است. حتی گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد بلیت قطار مسیرهایی به گردشگران فروخته شده که اساساً خط ریلی ندارند؛ مانند فروش بلیت قطار آبادان به مشهد، در حالی که آبادان ایستگاه فعال قطار ندارد و بلیت صرفاً با ویرایش رایانهای و جعل ظاهری تهیه شده است.
در بخش حملونقل هوایی نیز بلیت هایی با نرخ بلیت شهروندان ایرانی به گردشگران خارجی فروخته شده که هنگام مراجعه به فرودگاه متوجه میشوند باید بلیت ویژه اتباع خارجی تهیه میکردند و ناچار میشوند اختلاف قیمت قابل توجهی پرداخت کنن یا جریمه بپردازند و حتی بلیت دیگری خریداری شود. چنین اتفاقاتی در بدو ورود گراشگران عرب به ایران، تنها هزینه مالی به گردشگر تحمیل نمیکند؛ بلکه نخستین اعتماد او به نظام خدمات گردشگری ایران را نیز از بین میبرد.
مشکل ارز و عدم دسترسی به پول
تبدیل ارز نیز به یکی دیگر از چالشهای جدی گردشگران خارجی است. نبود کارت بانکی ویژه گردشگران و محدود بودن ابزارهای پرداخت، باعث شده است بسیاری از گردشگران ورودی ناچار باشند تمام هزینه سفر خود را به صورت نقدی حمل کنند. در برخی موارد نیز گردشگران اعلام کردهاند هنگام تبدیل دلار، امکان دریافت کل ارزش مبلغ پرداختی خود به دلار به صورت نقد وجود نداشته و به آنها گفته شده است پول نقد کافی موجود نیست؛ در حالی که به دلیل نداشتن کارت بانکی ایرانی، امکان دریافت مابقی مبلغ از طریق شبکه بانکی نیز برای آنها وجود ندارد.
اتفاق عجیب این است که در موقع چنج دلار اگر گردشگر ورودی یک اسکناس ۱۰۰ دلاری را که ارزش آن ۱۷ میلیون تومان است بخواهد به تومان بگیرد، ۱۲ میلیون تومان نقدی به آن ها پرداخت می شود و می گویند دیگر پول نقد ندارند. اگر هم گردشگر بخواهد ارزش واقعی پول خود را مطالبه کند به او می گویند کارت بانکی بیاور که خب کارت بانکی هم به گردشگران خارجی نمیدهند و سامانه گردشگری فیدا هم کار نمی کند.
همین مسئله موجب میشود گردشگران مبالغ قابل توجهی پول نقد همراه داشته باشند؛ موضوعی که خطر سرقت، جیببری و سوءاستفاده را افزایش میدهد و امنیت روانی آنان را در طول سفر کاهش میدهد و همواره در ورود به ایران گردشگران عرب معمولا با سرقت پول ها و کلاهبرداری های متعدد مواجه می شوند.
جنگ، بحران و گردشگرانی که در ایران رها شدند
اما هیچ رخدادی به اندازه بحرانهای امنیتی و جنگ، ضعف ساختار مدیریت گردشگری ایران را در ذهن گردشگران خارجی آشکار نکرده است. در روزهایی که پروازها یکی پس از دیگری لغو میشد و ناامنی روانی ناشی از جنگ، هزاران گردشگر خارجی را نگران کرده بود، صدها مسافر از عراق، کویت، بحرین، عربستان و دیگر کشورهای عربی که برای زیارت، درمان یا گردشگری به شهرهایی مانند مشهد، قم و تهران سفر کرده بودند، عملاً در شهرهای محل اقامت خود گرفتار شدند.
نخستین مشکل، قطع شدن ارتباطات بود. بسیاری از گردشگران به دلیل مشکلات سیمکارت، رجیستری تلفن همراه و محدودیتهای اینترنتی، امکان تماس با خانواده خود را نداشتند و خانوادههایی که از وضعیت جنگ در ایران اطلاع داشتند، اما خبری از عزیزان خود دریافت نمیکردند، راهی مرز شلمچه میشدند تا شاید از فعالان گردشگری یا رانندگان اتوبوس و تاکسی خبری از آنها بگیرند.
فعالان گردشگری مستقر در مرز آن روزها با خانوادههای عراقی بسیاری مواجه شدند که ساعتها پشت مرز منتظر ماندند و تنها خواستهشان این بود که فردی با هتل محل اقامت فرزند، همسر یا والدینشان تماس بگیرد و از سلامت آنها اطمینان پیدا کنند.
نبود سامانه اطلاعرسانی رسمی به زبان عربی یا انگلیسی، نبود شماره تماس اضطراری ویژه گردشگران خارجی و قطع بسیاری از مسیرهای ارتباطی، موجب شد گردشگران و خانوادههایشان اخبار مربوط به ایران را نه از مراجع رسمی، بلکه از شبکههای اجتماعی و کانالهای غیررسمی دنبال کنند؛ فضایی که به سرعت با شایعات و اخبار ضدونقیض پر شد و بر نگرانیها افزود.
بازگشتی که هزار دلار آب خورد
پس از فروکش کردن شوک اولیه جنگ، مسئله اصلی خروج گردشگران از ایران بود. لغو پروازها و محدودیتهای حملونقل، بسیاری از مسافران را در شهرهای مختلف سرگردان کرد. آن روزهای ابتدایی نه مسیر مشخصی برای بازگشت وجود داشت، نه نهادی مسئولیت هدایت گردشگران را برعهده گرفته بود و نه دستورالعملی برای انتقال ایمن به مرزهای خروجی اعلام شد. در چنین شرایطی، بازار واسطهها و دلالان بار دیگر رونق گرفت.
در برخی موارد، برای انتقال زمینی هر گردشگر از مشهد به مرز شلمچه با خودروهای ناایمن نظیر پراید و تاکسی های سمند، مبالغی تا یکهزار دلار از گردشگران عرب از جمله گردشگرانی که برای مناسبت ماه رمضان از عربستان، کویت، بحرین، امارات و عراق در ایران حضور داشتند دریافت شد؛ رقمی که چندین برابر هزینه واقعی این مسیر بود. برخی از این انتقالها حتی با خودروهای سواری معمولی انجام شد و مسافران ناچار بودند صدها کیلومتر مسیر را در شرایطی نامطمئن طی کنند تا خود را به مرز عراق برسانند.
این هزینههای سنگین در حالی از گردشگران دریافت شد که بسیاری از آنان خانوادههایی بودند که با بودجه محدود برای زیارت یا درمان به ایران آمده بودند و اکنون ناچار بودند برای بازگشت، چند برابر هزینه سفر خود به دلالان سودجو پرداخت کنند.
فعالان گردشگری در مرز شلمچه همان روزها با هماهنگیهای محلی تلاش کردند اتوبوسهایی برای انتقال گردشگران تا مرز صفوان کویت فراهم کنند تا بخشی از مسافران بتوانند از آن مسیر به کشورهای خود بازگردند، اما این اقدامات بیشتر حاصل تلاش بخش خصوصی و افراد محلی بود نه نتیجه یک برنامه ملی برای مدیریت بحران گردشگری در زمان جنگ.
هتلهایی که بحران را فورسماژور ندانستند
در کنار مشکلات حملونقل، بسیاری از گردشگران با مسئله دیگری نیز مواجه شدند و آن هم بلاتکلیفی در بازگرداندن هزینه اقامت. با وجود لغو پروازها و محدودیتهای ناشی از جنگ، برخی مراکز اقامتی حاضر به لغو رزروها بدون دریافت جریمه نشدند و از مسافران خواستند مطابق قرارداد، خود را در زمان مقرر به هتل برسانند. در مواردی نیز گردشگرانی که به دلیل بسته شدن مسیرهای پروازی امکان حضور در هتل نداشتند در تلاش برای استرداد وجه خود با این پاسخ روبهرو شدند که «هزینه اقامت قابل استرداد نیست و رزرو آنها سوخت خواهد شد.»
همین وضعیت در بخش حملونقل هوایی نیز تکرار شد. بسیاری از شرکتها به جای استرداد وجه، اعتبار سفر برای آینده در اختیار مسافران قرار دادند؛ اعتباری که برای گردشگری که تصمیم گرفته اند دیگر به ایران سفر نکند، عملاً ارزشی نداشت. در نتیجه، بخشی از گردشگران نه تنها امکان استفاده از خدمات خریداری شده را پیدا نکردند، بلکه هزینههای پرداختشده خود را نیز از دست دادند.
گردشگران رها شده و برند آسیب دیده گردشگری ایران
در بسیاری از کشورها، به محض وقوع بحران، شماره تماس اضطراری، سامانه اطلاعرسانی چندزبانه، مراکز پاسخگویی و تیمهای ویژه حمایت از گردشگران فعال میشوند تا مسافران بدانند در صورت بروز مشکل باید به کجا مراجعه کنند. اما در بحرانهای اخیر، بسیاری از گردشگران خارجی نمیدانستند برای اطلاع از وضعیت پروازها، مرزها، اقامت، حملونقل یا حتی سلامت خود باید با چه نهادی تماس بگیرند؟
همین خلأ مدیریتی، باعث شد شبکههای اجتماعی جایگزین اطلاعرسانی رسمی شوند؛ شبکههایی که در آنها تصاویر صفهای طولانی، روایتهای اخاذی، هزینههای سنگین خروج از ایران و سردرگمی گردشگران به سرعت منتشر شد و ظرف چند ساعت به میلیونها کاربر عربزبان رسید.
این تصاویر، بیش از هر کمپین تبلیغاتی بر ذهنیت افکار عمومی عراق و کشورهای عربی اثر گذاشت؛ زیرا روایتها نه از رسانههای رسمی، بلکه از زبان خود گردشگرانی منتشر میشد که این تجربه را از نزدیک لمس کرده بودند.
نتیجه چنین تجربهای، تنها نارضایتی یک مسافر نبود؛ بلکه شکلگیری موجی از بیاعتمادی نسبت به سفر به ایران بود؛ موجی که امروز نیز به گفته فعالان گردشگری عراق و کشورهای عرب بر تصمیم بسیاری از آژانسهای گردشگری عراق سایه انداخته و آنها را به سمت مقاصدی مانند ترکیه، امارات و حتی عربستان به جای اعزام گردشگران به ایران سوق داده است.
