راز سنگ‌نبشته نویافته در نقش رستم چیست؟

3 انتشار:

سامان توفیق

دکترای باستان­شناسی و مدیر پروژه غار-دژ اسپهبد خورشید مازندران/

روزهای اخیر خبر یافتن یک سنگ‌نبشته­ نویافته در بالای سر یکی از نقوش برجسته گوردخمه داریوش بزرگ هخامنشی در نقش رستم در رسانه‌ها منتشر شدکه ۲۵۰۰ سال قدمت دارد و رسوبات و جلبک‌های چند هزارساله آن را از دیدگان پنهان کرده بود و به صورت اتفاقی در حین عکس‌برداری از این محوطه کشف شده است.

به گفته باستان­شناسان، این کشف در حوزه زبان باستان در ۵۰ سال گذشته بی نظیر است و با کشف این کتیبه باستان شناسان پی بردند که شخصی از سران دربار هخامنشیان بنام «پَتی شووریش» در حال انجام یک حرکت آئینی به سمت داریوش شاه است.

سهیل دلشاد  که خوانش این سنگ نبشته را در درست دارد، گفته است:‌ بخش کمی از این کتیبه که نام یکی از بزرگان هخامنشی در آن قسمت نقش بسته بوده از بین رفته اما خوشبختانه قسمتی که لقب آن شخص درج شده سالم مانده است.

وی افزوده است: لقب شخصی که این کتیبه درباره او نوشته شده «پَتی شووریش» نام دارد که به نظر یکی از بزرگان و مقامات امپراتوری هخامنشیان بوده است. (منبع: ایران آنلاین)

واژه «پَتی شووریش»

اشاره شده است که واژه «پتی شووریش» لقب یکی از سران دربار هخامنشی است. باید تذکر بدهم که خوانش درست این نام «پتشواریش» است و اشکال دیگر این نام در سالنامه‌­های آشوری با نام «پاتوش آری»[۱]، «پاتشواریش» در سنگ نبشته­‌های هخامنشی[۲]، «پَرخواثَرس»[۳] در منابع یونانی، «پتشخوار»[۴] و «پتشخوارگر»[۵] در منابع دوره ساسانی از جمله کارنامه اردشیر بابکان[۶]، سنگ نوشته شاپور بر کعبه زرتشت[۷]، روایات بندهش[۸] و در گِل‌­مُهری از دوره ساسانی این نام «پَریشوارگر»[۹] خوانده شده است.

در منابع اسلامی معرب این نام؛ «فرشوادگر»[۱۰] شده و در عنوان «فرشواذجرشاه» لقب «مازیارِ قارن» واپسین اسپهبد تبرستان در زمان خلافت عباسیان بود نیز آمده است.[۱۱]

«جاینام پتشخوارگَر» به معنای کوه، دارای والاترین فرّه (Xwarrah) است و این کوه بی‌­تردید، قله دماوند است که حماسی­‌ترین و والاترین چکاد البرزکوه است و کانون  «پتشخوارگَر» باستان را هم در البرز مرکزی و پیرامون قله دماوند باید دانست.[۱۲]

در سنگ نبشته­ نقش رستم داریوش بزرگ، از «گوبَرووَه­ پاتیشخوری، حمل کننده نیزه داریوش شاه» نام برده شده است.[۱۳]

«گُبریاس» در روایت بابلی بیستون، به نام قبیله‌­ای که به آن تعلق داشته، «پاتیشْوَری» خوانده شده و از این نظر در میان پنج همدست دیگر داریوش یگانه است. [۱۴]

لوکوک این نام را ایرانی می‌­داند و «Pātišhuvari» را به معنی «کسانی که بسیار محترمند»، معنی می­‌کند.[۱۵] لذا بی­‌تردید این پسوند، «گئوبَرووَ» [گُبریاس یا گاوباره] نیزه‌­دار داریوش و یارِغار شاه هخامنشی است که از مردم «پتیشخوری» (تبرستان) و بلندپایه‌­ترین شخص دربارِ داریوش هخامنشی بود.

 

منابع :

  1. بن‌­اسفندیار، محمد بن حسن. ۱۳۲۰، تاریخ طبرستان به تصحیح عباس اقبال آشتیانی، تهران، ناشر پدیده خاور.
  2. اکبرزاده، داریوش. ۱۳۸۲، کتیبه‌­های پهلوی اشکانی(پارتی)، تهران، انتشارات پازینه.
  3. توفیق، سامان. کوه قارن؛ برمبنای پژوهش­‌های میدانی و اسناد مطالعاتی نویافته، در دست انتشار.
  4. دیاکونوف، ا.م. ۱۳۸۳، تاریخ ماد، ترجمه‌ کریم کشاورز، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
  5. لوکوک،پی­یر. ۱۳۸۶، کتیبه‌­های هخامنشی، ترجمه نازیلا خلخالی، زیر نظر ژاله آموزگار، چاپ دوم، تهران، انتشارات فرزان روز.
  6. فرنبغ دادگی. ۱۳۸۵،بندهش. گزارنده مهرداد بهار. تهران. نشر توس.
  7. کامرون، جورج. ۱۳۶۵، ایران در سپیده‌دم تاریخ، ترجمه حسن انوشه، تهران، انتشارات شرکت علمی و فرهنگی.
  8. مینوی، مجتبی- هدایت، صادق. ۱۳۱۲، مازیار، تهران، انتشارات جاویدان.
  9. هدایت، صادق. ۱۳۴۲، زند وهومن یسن و کارنامه اردشیر بابکان، چاپ سوم، تهران، انتشارات امیرکبیر.
  10. Bartholomae . Christian.,1904, repr 1961; AltiranischesWorterbuch .
  11. R.2007;Sasanian Seals and Sealings In The A. Saeedi Collection. Actairanica . No 44,Belgium.
  12. Kent R.G., 1953,Old Persian ,New Haven,2d ed.
  13. Marquart,J.1901; Erānshahr nach der Geographie des Ps. Moses Xoranac’i, [Iran according to the Geography of Pseudo-Moses Xoranac’i]. Berlin.
  14. Nyberg,ed. Henrik Samuel.,1974 ; A manual of Pahlavi , pt. 2, Wiesbaden.
  15. Lecoq .Pierre., 1997 ;Les inscriptions de la perse Achemenide, paris.
  16. Ptolemy,C.1932,The Geography,Book 6,Translated and Edited byEdward Luther Stevenson,( repr. 1991),New York.
  17. Strabo`s Geograpghi,Book XI-chapter 8. Published in of the Loeb Classical Library edition,1917.
  18. Von Voigtlander , E, N., 1978 ; The Bisitun Inscription of Darius the Great: Babylonian Version, London.

اشارات: 

[۱] . جُرج کامرون: ۱۳۱ و دیاکونوف : ۲۴۳

[۲] . Kent: 140

[۳] .Ptolemy:134 &Strabo: book XI: chapter 8

[۴] .Nyberg:156-157 &Bartholomae : 835

[۵] . Marquart : 130

[۶] . هدایت : ۱۸۳-۱۸۴

[۷] . اکبرزاده : ۴۲

[۸] . فرنبغ دادگی: ۷۱

[۹] . Gyselen : 178

[۱۰] . ابن اسفندیار : ۵۶

[۱۱] . هدایت- مینوی، ۱۳۱۲ : ۲۹)

[۱۲] . توفیق؛کوه قارن در دست انتشار

[۱۳] .Lecoq : 268

[۱۴] . Von Voigtlander: 62

[۱۵] . لوکوک : ۱۴۷

print

Discussion۳ دیدگاه

  1. کاش این عزیزان فرچه بدست یاد میگرفتند دماغشان را از حیطه زبان بیرون بکشند و بیهوده یاوه نمیگفتند

  2. این عزیزان لازم باشد فرچه هم بدست می گیرند هر چند تخصصشان باستانشناسی نیست. اگر علاقمندان واقعی مباحث مطرح شده در آن سخنرانی را به شکل درست پیگیری می کردند در می یافتند که این کتیبه توسط اساتید مرمت گر پدیدار شده است. بخش عمده ای از مشکلات این کتیبه هم در حیطه زبان است نه آن چیزی که این دوست از آن با عنوان «فرچه» یاد می کند. پس نمی توان دماغ را از حیطه زبان بیرون کشید. یاوه هم اگر گفته می شود دوستان تصحیح بفرمایند البته به شکل درست و مستند. توهین هم نکنیم بهتر است. اگر هم توهین شنیدیم باکی نیست. به هر حال این اخبار پیامدهایی هم دارد و یکی از آن پیامدها شنیدن توهین و فحشهای چارواداری از افراد بی هویت است.

  3. سید مهدی فاطمی

    شما دوست باستان شناس چگونه فهمیدید که این فرد بسیار محترم از تبرستان بوده حال آنکه این شش نفر یار داریوش همگی پارسی بوده اند طبق کتیبه بیستون داریوش!مصادره اشخاص خیلی آسان است؟بنده هم متخصص زبانهای باستانی ام ونوشتن چنین داستانهایی از سوی یک باستان شناس که هیچ دانشی از زبانهای باستانی ایران ندارد مایه شرمساری است .برای من شخصا مهم نیست که این نوشته را باستان شناسان کشف کرده اند یا خانم توتونچی یا آقای درودی یا جناب دلشاد مهم این است که امروز یک زبانشناس ایران شناس آن را ترجمه و منتشر میکند اگرنه تا صد سال دیگر هم کسی در میراث آن را منتشر نمی کرد.ضمنا واژه پتشخوارگر که نام دیگر کوه البرز است ربطی از نظر ریشه شناسی به واژه پارسی باستان در بالا ندارد.

لطفا دیدگاه خود را ثبت کنید