فرهنگ سوگواری ایرانیان از عیلام باستان تا عصر حاضر

از رخت سفید و ماتم و شادی در دوره عیلامی تا سیاهپوشی و نوحه خوانی در دوره اسلامی

پایگاه خبری صدای میراث: ایران، سرزمینی با تمدن چند هزار ساله، همواره شاهد آیین‌های متنوع و پرمعنای سوگواری برای درگذشتگان بود. این آیین‌ها نه تنها بازتاب‌دهنده باورهای مذهبی و فرهنگی مردم بودند، بلکه نشان‌دهنده نگاه ویژه ایرانیان به زندگی، مرگ و همدلی جمعی نیز بودند. مراسم سوگواری در ایران از دوره عیلامی و هخامنشی گرفته تا دوره‌های اسلامی و معاصر، همواره ترکیبی از ماتم، احترام، گاه نمادهای شادی و سرزندگی به احترام مردگان و جریان زندگی و انرژی مثبت برای روح درگذشتگان را در خود جای داده است.

تاریخچه سوگواری در ایران از عیلام باستان تا دوره معاصر همچنان براساس شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانیان دچار تغییر شده است. آیین‌های سوگواری در ایران، از کهن‌ترین عصرهای تاریخی تا دوران معاصر، بازتاب‌دهنده باورهای عمیق مذهبی، فرهنگی و اجتماعی مردم این سرزمین بوده‌اند.

تغییرات گسترده در شیوه سوگواری ها، شیوه تدفین مردگان، آیین‌های تدفینی، موسیقی سوگواری، پوشش و رفتار جمعی طی هزاره‌ها در این سرزمین رخ داده است. بررسی تغییرات رخ داده در شیوه سوگواری ایرانیان از منظر تاریخی اما، نشان می‌دهد که آن‌ها همیشه احترام به مردگان و همبستگی اجتماعی را محور اصلی آیین‌های تدفین و سوگ، هرچند با تغییر شکل و نمادهای سوگواری حفظ کرده اند.

در ایران باستان، قبل و بعد از شکل‌گیری آیین زرتشتی، مردگان و مراسم مرتبط با آن‌ها بخش مهمی از باورهای جمعی و اجتماعی را تشکیل می‌دادند. براساس پژوهش‌های انجام شده و کشفیات باستان شناختی، آیین‌های تدفینی اولیه در ایران باستان شامل دفن در زمین، همراه با اشیای ارزشمند و ابزارهایی بود که نشان‌دهنده باور به ادامه زندگی پس از مرگ بود.

تلفیق ماتم و شادی در سوگواری عیلامی ها

در دوره عیلامی، کهن‌ترین تمدن‌های ایرانی، مردم شوش و انشان مراسم سوگواری مفصل برای مردگان برگزار می‌کردند. یافته‌های باستان‌شناسی این دوره تمدنی نشان می‌دهد که مردگان را همراه با اشیای ارزشمند، ظروف سفالی و خوراکی‌های ویژه دفن و گاو یا گوسفند قربانی می‌کردند تا روح آن ها در جهان دیگر آرام گیرد.

جالب این که در دوره عیلامی برخلاف تصور معمول از سوگواری صرفا غمگین، برخی شواهد حاکی از آن است که عیلامی‌های در آیین های سوگواری خود با موسیقی ساده و حرکات جمعی به سوگ می نشستند تا انرژی مثبت و آرامش را به مردگان خود هدیه کنند. ترکیب ماتم و شادی در آیین سوگواری تمدن عیلام، نشان‌دهنده باور به ارتباط دنیای زندگان با ارواح درگذشتگان بود.

کتیبه‌ها و آرامگاه‌های کشف‌شده در شوش نشان می‌دهند که در آیین سوگواری خانواده‌ها گردهم می‌آمدند، دعا می‌کردند و مراسم را با عناصر نمادین شادی و احترام اجرا می‌کردند.

دوره هخامنشی: همدلی جمعی و سوگواری رسمی

در دوره هخامنشی، مراسم سوگواری بیشتر جنبه رسمی و مذهبی یافت. آیین‌های سوگواری هخامنشیان تحت تأثیر مذهب زرتشت و احترام به نظم و پاکی برگزار می‌شد. نزدیکان از تماس مستقیم با اجساد خودداری می‌کردند و لباس سفید یا ساده می‌پوشیدند تا پاکی خود و روح درگذشتگان حفظ شود.

در دوره هخامنشی (حدود ۵۵۰–۳۳۰ ق.م)، آیین‌های سوگواری و تدفین به‌ویژه در موارد مربوط به خاندان سلطنتی شکل رسمی‌تر و سامان‌یافته‌تر از دوره عیلامی یافتند. امپراتوری هخامنشی با تنوع اقوام و آیین‌ها مواجه بود و هر گروه رسوم خود را با باورهای مشترک ایرانی در هم آمیخت و آیین های سوگواری دوره هخامنشی را سازمان یافته تر کرد.

براساس پژوهش‌های صورت گرفته و یافته‌های باستان شناختی، اگرچه آموزه‌های زرتشتی در بخش‌هایی از ایران باستان اجرا می‌شد، اما تدفین در تابوت و آرامگاه‌های تزئین شده با سنگ‌نگاره‌ها و کتیبه ها، از جمله در مقابر شاهان هخامنشی در نقش رستم،ـ نشان از تنوع آیین های تدفینی و سوگواری دارد. از نمونه سوگواری های رسمی در این دوره می‌توان به مرگ کاساندان، همسر کوروش بزرگ اشاره کرد که در منابع باستانی ثبت شده و مراسم سوگواری گسترده‌ای در قلمرو امپراتوری برگزار شد. این مراسم نه تنها جنبه خانوادگی داشت که به یک رویداد ملی در ایران دوره هخامنشی تبدیل شد و حضور گسترده مردم و مقامات رسمی در آن مشهود بود. این رویداد تاریخی نشان ‌دهنده اهمیت اجتماعی مرگ و سوگواری در دوره هخامنشی است.

گریسون باستان شناس و کتیبه شناس موزه بریتانیا در سال ۱۹۷۵ با استناد به نوشته های «رویدادنامه نبونئید» در مقاله خود با عنوان «وقایع نگاری آشوری و بابلی» اعلام کرد: «براساس نوشته های کتیبه نبونئید بعد از مرگ همسر کوروش، مراسم بزرگ سوگواری عمومی در سراسر قلمرو هخامنشی اعلام شد و مردم به مدت شش روز عزاداری کردند.»

مورخان یونانی همچون هرودت نیز به مرگ «کاساندان» و سوگواری گسترده در امپراتوری هخامنشی اشاره داشتند که نشان‌دهنده اهمیت اجتماعی و رسمی این مراسم است.

تحقیقات باستان‌شناسی و تاریخی همچنین مشخص کرده اند که در دوره هخامنشی، دفن مردگان با اشیای همراه، پوشش جسد و برخی مراسم اجتماعی نظیر پذیرایی از سوگواران و شرکت کنندگان در آیین های سوگواری انجام می‌شد. حتی نشانه‌هایی از سوگواری و گریستن زنان در برخی آرامگاه‌های هخامنشی دیده شده است.

آیین های سوگواری در دوره اشکانی

براساس گزارش‌های باستان شناسی منتشر شده در شماره ۳۷ نشریه پژوهش‌های باستان شناسی ایران، در دوره اشکانی (حدود ۲۵۰ ق.م.–۲۲۴ م)، آیین‌های سوگواری به شدت رنگ و بوی ملی و محلی یافتند. مردم در میدان ها با کنار آرامگاه ها جمع می شدند و سوگنامه‌خوانی، موسیقی و حرکات نمادین، سوگواری خود را برای درگذشتگان انجام می دادند.

اشکانیان در فرهنگ سوگواری خود علاوه بر نشان دادن اندوه و حزن ناشی از غم از دست دادن عزیزانشان، شادی و انرژی جمعی را نیز در بخشی از فرهنگ سوگواری داشتند تا روح مردگان را در آرامش نگاه ارند.

آیین های سوگواری اشکانیان پوشش خاص خود را داشت. آن‌ها لباس‌های سفید برای آرامش روح مردگان و لباس سیاه برای نمایش حزن و ماتم درونی را در مراسم سوگواری استفاده می‌کردند. خوراکی‌ها و شربت‌های مخصوص بین شرکت‌کنندگان پخش می‌شد و به اعلام باستان شناس‌ها، سوگواری در دوره اشکانی، نمونه‌ای از تعامل پیچیده میان ماتم، احترام و شادمانی برای آرامش مردگان بود.

دوره ساسانی: رسمی‌سازی زرتشتی‌گرایی و احترام به پاکی

در دوره ساسانی (۲۲۴–۶۵۱ میلادی)، آیین‌های سوگواری برگرفته از آموزه های دین زرتشت قوانین دقیق درباره شیوه برخورد با اجساد داشت. دفن جسد در زمین به ‌شدت مردود بود. زیرا زمین، آب و آتش عناصر مقدس بودند که بر پایه آموزه های زرتشت نباید آلوده می شدند. در نتیجه «برج‌های سکوت» یا «برج خاموشان» به ‌طور گسترده‌ در سراسر امپراتوری ایران احداث شدند. در برخی موارد، سلاطین و بزرگان در ساختارهای خاص دفن می‌شدند که ترکیبی از احترام به باورهای زرتشتی و ضرورت سیاسیبود. ادامه استفاده از این ساختارها حتی در دوره‌های پس از اسلام نیز ادامه یافت و به سنت ساخت مقبره‌هایی مثل گنبد قابوس در دوره اسلامی انجامید.

شواهد باستان‌شناسی و متون میانه فارسی نشان می‌دهد که خانواده‌ها و نزدیکان مردگان در دوره ساسانی هدایا و نذورات برای روح درگذشتگان می‌فرستادند. این هدایا می‌توانست شامل غذاهای خشک، نان، شیرینی، گل و اشیای ارزشمند باشد. هدف این بود که روح درگذشتگان در جهان پس از مرگ آرامش بیابد.

سوگواران معمولاً لباس سفید یا ساده می‌پوشیدند که نمادی از پاکی و احترام به مرده بود. برخلاف دوره‌های بعد، رنگ مشکی به عنوان رنگ رسمی عزا و سوگواری در دوره ساسانیان رایج نبود. زنان و مردان خانواده نقش مهمی در اجرای مراسم داشتند.

اگرچه مدارک باستان‌شناسی محدودی از شیوه سوگواری در این دوره وجود دارد، اما برخی منابع نشان می‌دهد که ساسانی ها از موسیقی‌های سبک و اشعار کوتاه برای آرامش روح درگذشتگان خود استفاده می‌کردند. موسیقی معمولا با مراسم دینی تلفیق می‌شد و نه جنبه تفریحی که جنبه آیینی داشت.

سوگواری در دوره اسلامی

با ورود اسلام به ایران، رویکردهای آیینی نسبت به مرگ و سوگواری تغییر یافت و شکل مذهبی-اجتماعی بیشتری به خود گرفت. مراسم خاکسپاری اسلامی و آیین‌های دسته ‌جمعی عزاداری مثل تعزیه‌خوانی و نخل‌گردانی بخش‌های مهمی از سنت‌های سوگواری اسلامی در ایران شدند. نوحه‌ خوانی، حرکت جمعی و نمادهای بصری وارد سوگواری ایرانیان شد و براساس مطالعات صورت گرفته، آیین‌های سوگواری چنان قدرتمند شد که با زندگی روزمره مردم عجین شد. از دوره صفوی به بعد آیین های سوگواری ایرانیان تا چند هفته پس از پایان زندگی متوفیان تداوم یافت و این آیین با سبک و رویکرد صفوی در دوره قاجار و پهلوی اول و دوم هم تداوم یافت. آیین سوگواری دوره اسلامی تا همین امروز نیز در ایران برجای مانده است.

در سال‌های اخیر در ایران، نه‌فقط حالت سنتی عزاداری مذهبی همچنان باقی مانده است، بلکه در برخی مراسم مردم با موسیقی، حرکت جمعی همراه با اندوه و حرکات نمادین شرکت می‌کنند که نمادهای حزین در آیین‌های آن ها کاملا مشهود است. تغییرات اخیر در آیین‌های سوگواری بازتاب‌ دهنده تعامل میان هویت فرهنگی، خواست اجتماعی و باز تعریف معنای جمعی عزاداری است و نشان می‌دهد که سنت‌های دیرینه همچنان در حال تحول و تطبیق با زمان هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا