بازخوانی ۳ فصل از عمر میراثی سیدمحمد بهشتی/مردی که فصل چهارم را با خداحافظی از سازمان میراث‌فرهنگی آغاز کرد

0 انتشار:

صدای میراث: سیدمحمد بهشتی رییس سازمان میراث‌فرهنگی در فاصله سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ و پس از آن رییس پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری از ابتدای دولت حسن روحانی عصر دیروز براساس قانون منع به کارگیری بازنشستگان در مراسمی رسمی در سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری از این سازمان خداحافظی کرد.

خداحافظی رسمی سیدمحمد بهشتی از تمامی پست های مدیریتی خود در سازمان میراث‌فرهنگی اما در عصر مدیریت علی‌اصغر مونسان بر این سازمان اتفاق افتاد.

مونسان در یک مراسم بسیار ساده، ۴ تن از مدیران بازنشسته سازمان میراث‌فرهنگی را که بی‌تردید سیدمحمد بهشتی و جلیل گلشن به دلیل سابقه مدیریتی‌شان در سازمان میراث‌فرهنگی از مهمترین چهره‌های آن سازمان بودند نه به سالن آمفی‌تئاتر آن سازمان که قابلیت میزبانی از جمع زیادی از کارکنان سازمان میراث فرهنگی را دارد که به سالن فجر سازمان میراث‌فرهنگی دعوت کرد تا تکریم به تعویق افتاده‌شان را برگزار کند.

عمر سید محمد بهشتی در سازمان میراث‌فرهنگی سه فصل داشت و حالا او از صبح امروز فصل چهارم از عمر میراثی خود را آغاز کرده است.

فصل نخست آغاز تلاش‌های کلان
نخستین فصل از عمر میراثی سیدمحمد بهشتی از سال ۷۶ تا سال ۸۴ است. دورانی که او زمان بیشتری از عمر میراثی خود را به عنوان رییس سازمان میراث‌فرهنگی پشت سر گذاشت و دوره کوتاهی نیز ریاست پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری را عهده دار شد.

اما فصل نخست سید محمد بهشتی در سازمان میراث فرهنگی چگونه گذشت؟ با آغاز ریاست سیدمحمد بهشتی در سازمان میراث فرهنگی بود که موضوع میراث فرهنگی وارد نظام برنامه‌ریزی کشور شد. برای اولین بار در برنامه‌های سوم و چهارم توسعه، موضوع میراث فرهنگی حضور پیدا کرد.

پیش از آن هیچ نشانی از میراث فرهنگی در برنامه‌های کلان کشور نبود. با ورود میراث فرهنگی به برنامه های کلان توسعه بود که گشایش‌های بزرگی در فعالیت‌های حوزه میراث‌فرهنگی کشور اتفاق افتاد.

اما دستاورد دیگر سید محمد بهشتی در فصل نخست عمر میراثی‌اش در سازمان میراث‌فرهنگی چه بود؟

خلاءهای بزرگی در حوزه مقررات میراث فرهنگی در کشور وجود داشت. اگرچه قوانین اصلی میراث فرهنگی پیشتر به تصویب قانونگذاران رسیده بود اما تا وقتی قانون به آیین نامه و بخشنامه و مقررات سازمانی تبدیل نشود ضمانت اجرا ندارد.

او توانست قوانین به تصویب رسیده را به آیین نامه و مقررات میراثی کشور تبدیل کند تا تکلیف تمامی دستگاه ها در مواجهه با میراث فرهنگی و آثار تاریخی کشور مشخص شود.

گام نخست آن بود که قوانین میراث فرهنگی به تصویب دستگاه های دیگر هم برسد. آیین نامه مربوط به اموال منقول فرهنگی و تاریخی و آیین نامه حفاظت از میراث فرهنگی با همین شیوه تنظیم و تصویب شدند.

تنظیم کتاب مقررات حوزه میراث فرهنگی که تا پیش از آغاز ریاست سید محمد بهشتی در سازمان میراث فرهنگی در سال ۷۶ تنها یک سانتیمتر قطر داشت در سال ۸۴ دو و نیم برابر قطور شد. یعنی آنکه تلاش ها در حفاظت از میراث فرهنگی کشور بیشتر شده بود.

گام بعدی سید محمد بهشتی در سازمان میراث فرهنگی کشاندن موضوع میراث فرهنگی به هیات دولت و شورای امنیت ملی بود. او باید مصوبات دولت، شورای عالی امنیت ملی و سایر دستگاه ها و نهادهای حاکمیتی را به منظور احترام به قوانین میراث فرهنگی و پر کردن شکاف قانونی در حفاظت از آثار تاریخی و فرهنگی کشور اخذ می کرد.

لازمه اخذ این مصوبات در حوزه حفاظت و صیانت از آثار تاریخی کشور نیازمند شناسایی و حل و فصل مسایل مرتبط با حفاظت از آثار تاریخی بود. در گام بعد می بایست راه حل های یافت شده برای پشت سر گذاشتن موانع حفاظت از میراث فرهنگی کشور آزموده می شد تا مشخص شود کدام راه حل کاملتر است تا مصوبه آن از دولت و مراجع بالادستی گرفته شود. تازه پس از کسب این مجوز بود که می بایست مصوبات قانونی در قالب آیین نامه و مقررات تنظیم شده ابلاغ شود تا جایگاه تمامی دستگاه ها در حفاظت از میراث فرهنگی مشخص شود.

در نخستین اقدام، آیین نامه اموال منقول فرهنگی در سال ۸۰ توسط او و تیم همراهش تدوین و ابلاغ شد. از سال ۱۳۰۹ تا سال ۱۳۸۰ قانون اموال دولتی حکم کرده بود که دستگاه هایی که مسئولیت اموال خاص داشتند باید آیین نامه اختصاصی خود را نیز تنظیم می کردند.

۷۰ سال بود که ایران از داشتن آیین نامه اموال تاریخی، فرهنگی محروم بود و با تمام اشیای تاریخی کشور مانند اموال عادی دولتی برخورد می شد. یعنی اشیای تاریخی همانند میزها و صندلی ها در ادارات ثبت و ضبط می شدند و نگاه فرهنگی بر آن ها حاکم نبود.

آیین نامه حفاظت از اموال فرهنگی تاریخی کشور در چنین شرایطی در کشور تدوین شد تا تکلیف همگان با اشیای تاریخی و فرهنگی مشخص باشد. تدوین آیین نامه حفاظت از آثار منقول تاریخی فرهنگی کار پیچیده ای بود. به همین دلیل گروهی از آخرین نسل خبرگان میراث فرهنگی در آنزمان گردهم آمدند تا آیین نامه مهم اموال منقول فرهنگی را تدوین کنند.

پس از تدوین و تصویب این آیین نامه سیدمحمد بهشتی آنرا در اختیار تمامی دستگاه ها و قوای سه گانه قرار داد و برپایه همین آیین نامه دیگر آثار تاریخی تنها شامل آثار و اشیاء در اختیار سازمان میراث فرهنگی نبود و سازمان میراث فرهنگی باید در ایفای نقش حاکمیتی خود اموال و اشیای منقول تاریخی در اختیار تمامی دستگاه های کشور را مدیریت می کرد. این اقدام از مهمترین اتفاقات میراث فرهنگی کشور بود که در دوره ریاست سید محمد بهشتی بر سازمان میراث فرهنگی به نتیجه رسید.

پس از این تلاش بود که آیین نامه حفاظت از آثار منقول تاریخی و فرهنگی در شورای عالی امنیت ملی تصویب و ذیل آن کمیته ای در شورای عالی امنیت ملی تشکیل شد که ریاست آن برعهده رییس سازمان میراث فرهنگی بود. وظیفه این کمیته تصمیم گیری در موضوع حفاری های غیرمجاز در محوطه های تاریخی و برخورد جدی با قاچاق اشیای تاریخی و اتخاذ تصمیمات مهم در سایر فعالیت های مرتبط با میراث فرهنگی بود.

دستاورد دیگر این آیین نامه تشکیل دو جلسه سالانه در شورای تامین استان ها به ریاست مدیران کل میراث فرهنگی استان ها و براساس تشخیص آن ها برای تشکیل جلسه میراث فرهنگی در شورای تامین استان ها بود.

موارد ذکر شده مسایل کلان حوزه میراث فرهنگی کشور بود که تا پیش از ریاست سیدمحمد بهشتی در سازمان میراث فرهنگی کشور فاقد هرگونه آیین نامه و مقررات بود.

سیدمحمد بهشتی و تیم همراه او در سازمان میراث فرهنگی تا سال ۸۰ توانستند ضمانت اجرای قوانین میراث فرهنگی را با چنین رویکردی در سطح کلان کشور تضمین کنند.

فصل نخست کاری سیدمحمد بهشتی در سازمان میراث فرهنگی که تا سال ۸۴ به طول انجامید بسیار پرکار و پیچیده بود. او توانست در این فصل حتی رفتار با آثار تاریخی را نیز تغییر دهد.

پیش از آغاز به کار او نگاه به محوطه های تاریخی مهم ایران همچون تخت سلیمان، تخت جمشید و چغازنبیل تا سطح نگاهبانی، بلیت فروشی و در نهایت سالی یا هر چند سال یکبار مرمت یا مطالعه بود.

اما در دوران مدیریت او اتفاق دیگری افتاد. از سال ۱۳۷۹ به بعد راه حل ایجاد پایگاه های پژوهشی در محوطه های تاریخی ایران آغاز شد. ایجاد پایگاه های پژوهشی میراث فرهنگی با چغازنبیل آغاز شد و با پایگاه میراث فرهنگی تخت جمشید ادامه یافت و پس از آن نیز به تمامی آثار تاریخی مهم کشور رسید و بعد هم به روستاها و شهرهای مهم تاریخی ایران تعمیم یافت.

ایجاد پایگاه های میراث فرهنگی یک راه حل مدیریتی برای آثار و محوطه های تاریخی هم بود. با رویکرد ایجاد پایگاه های پژوهشی بود که حضور سازمان میراث فرهنگی در محوطه های تاریخی دائمی و حفاظت از آثار و محوطه های تاریخی ممکن شد. با ایجاد پایگاه های میراث فرهنگی بود که علاوه بر رویکرد حفاظتی از آثار به معرفی آثار نیز کمک بسیار کرد.

علاوه بر تمامی این موارد نگاه میان رشته ای نیز در میراث فرهنگی ایران جا افتاد و رشته های مرتبط با آثار تاریخی و باستان شناسی توانستند به پایگاه های پژوهشی راه بیابند. با همین نگاه بود که برخی آثار ایران تبدیل به مراکزی برای ماموریت های ملی و بین المللی شدند. مثلا پایگاه تخت جمشید به دلیل وجود آثار سنگی فراوان در زمینه مرمت آثار سنگی تبدیل به مرکز ماموریت های ملی و منطقه ای ایران شد.

به دلیل همین تمرین ها در پایگاه های میراث فرهنگی بود که پس از وقوع زلزله بم تنها سازمانی که توانست وظیفه خود را به بهترین شکل در بم انجام دهد سازمان میراث فرهنگی بود که پایگاه خود را زیر یک چادر در نزدیکی ارگ بنا کرد و حفاظت ارگ را به خوبی انجام داد.

سال ۸۴ که سیدمحمد بهشتی به ریاست پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری منصوب شده بود بیش از یکصد پایگاه میراث فرهنگی در ایران فعال بودند. تلاشی که در دولت نهم و دهم ابتر ماند و بسیاری از پایگاه ها به تعطیلی کشیده شدند.

ساماندهی اموال منقول تاریخی و فرهنگی کشور اما از جمله کارهای مهم سید محمد بهشتی و تیم او در دوران ریاست بر سازمان میراث فرهنگی بود. در نخستین فصل از عمر کاری سید محمد بهشتی در حوزه میراث فرهنگی بسیاری از موزه های کشور دهه ها بود که انبارگردانی نکرده بودند و اشیای تاریخی آن ها سروسامان نداشت.

در همین موزه ملی ایران جعبه هایی انبار شده بود که ۶۷ سال از زمانی که از محوطه کاوش به موزه رسیده بودند باز نشده و بررسی و مطالعه ای بر آثار درون جعبه ها انجام نشده بود. ساماندهی اموال منقول تاریخی و فرهنگی موزه ها از همان زمان آغاز شد و تاکنون هم ادامه دارد. فعالیتی که به نظر می رسد با وجود حجم آثار موجود در موزه ها هیچگاه به اتمام نرسد.

برپایی نمایشگاه های داخلی و خارجی از آثار موزه ای ایران نیز از همان دوران ریاست بهشتی در سازمان میراث فرهنگی آغاز شد. همانزمان بود که نمایشگاه ۷ هزار سال تمدن ایران زمین از شهر وین اتریش آغاز شد و با عبور از ۹ کشور جهان انعکاس خبری زیادی یافت. هموار شدن مسیر برپایی نمایشگاه های داخلی و خارجی که اکنون شدت بیشتری یافته است از همان دوران ریاست سیدمحمد بهشتی در سازمان میراث فرهنگی آغاز شد.

اگرچه برپایی چنین نمایشگاه هایی هم در آن دوران و هم اکنون که شدت بیشتری یافته است با انتقادات مداوم روبرو بود، اما منتقدان نیز حالا به این نتیجه رسیده اند که برپایی چنین نمایشگاه هایی بهتر از برپا نشدنشان است.

برخی معتقدند در عصر ریاست سیدمحمد بهشتی در سازمان میراث فرهنگی و در فاصله سال های ۷۶ تا ۸۴ بود که میراث فرهنگی از سایه به آفتاب کشیده شد و او بود که موضوع میراث فرهنگی را که تا پیش از سال ۷۶ تنها برای کارشناسان سازمان میراث فرهنگی جذابیت داشت به سطح جامعه کشاند و حالا کار به جایی رسیده است که کوچکترین تعرض به آثار تاریخی در هر نقطه از کشور با واکنش های گسترده مردم و مقامات مواجه می شود.

تلخ‌ترین سال‌های بهشتی
فصل میانی حیات سیدمحمد بهشتی در سازمان میراث‌فرهنگی را می توان تلخ‌ترین سال‌های فعالیت او در حوزه میراث‌فرهنگی دانست. فصلی که مصادف با آغاز به کار دولت های نهم و دهم بود. سیدمحمد بهشتی در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری بود که دولت نهم روی کار آمد. از همین دوره است که تلخی های میانسالی بهشتی در عمر میراثی اش آغاز می شود. او نتوانست در برابر آنچه یاران احمدی نژاد بر سر میراث فرهنگی کشور آوردند سکوت کند. گفت وگوهایش با رسانه ها او را مغضوب دولت احمدی نژاد کرد. تا آنجا که سید محمد بهشتی در دولت احمدی نژاد برغم آنکه عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی کشور بود به مدت یکسال و نیم از این سازمان اخراج و از پژوهشگاه میراث فرهنگی در دولت نهم به دانشنامه تاریخ معماری و شهرسازی ایران کوچ کرد و مدیریت آن مجموعه را برعهده گرفت.

او تمرکز خود را بر اتمام این دانشنامه گذاشت اما این تلاش تا نیمه راه ادامه یافت و مدتی بعد متوقف شد. شاید حالا که سیدمحمد بهشتی مرحله چهارم از عمر میراثی خود را آغاز کرده است فکری برای پایان یافتن دانشنامه معماری و شهرسازی ایران کند.

فصل سوم؛ لاشه‌ای که بهشتی تحویل گرفت
فصل سوم از عمر میراثی سیدمحمد بهشتی با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید آغاز شد. از سال ۹۳ تا آخرین روز از خدمت دولتی در حوزه میراث فرهنگی که با قانون منع به کارگیری بازنشستگان در سمت های دولتی عجین شد، سیدمحمد بهشتی ریاست پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری را عهده دار شد. پژوهشگاهی که زمانی مغز متفکر سازمان میراث فرهنگی بود و حالا لاشه ای بی جان از آن به بهشتی سپرده شده بود.

آنزمان که سید محمد بهشتی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری را تحویل دولت نهم و دهم داد. مغز متفکر سازمان میراث فرهنگی مثل ساعت کار می کرد. اما وقتی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری که در دولت احمدی نژاد به مرگ مغزی دچار شد، بار دیگر در دولت تدبیر و امید به سیدمحمد بهشتی تحویل شد، لاشه ای بی جان از آن روی دست سیدمحمد بهشتی ماند و او باید علایم حیات را در این لاشه بی جان زنده می کرد.

صدماتی که در دولت های نهم و دهم بر پیکر پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری وارد شد، کاری با این مرکز تفکر و پژوهش و موتور محرکه سازمان میراث فرهنگی کرد که سیدمحمد بهشتی هم توان احیای کامل آنرا تا روز خداحافظی از سازمان میراث فرهنگی نیافت.

سید محمد بهشتی تلاش کرد در سال های پایانی فصل سوم از عمر میراثی خود در سازمان میراث فرهنگی لاشه بی جان پژوهشگاه میراث و گردشگری را تا اندازه ای احیا کند تا علایم حیات در این مرکز نابود شده مشاهده شود. تلاش های او اما برای سرپا کردن این لاشه بی جان به ثمر ننشست. نبود بودجه و اعتبار کافی، درک نادرست از اهمیت پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و از همه مهمتر همراهی نکردن سازمان های مختلف در احیای دوباره پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری کار سیدمحمد بهشتی برای زنده کردن این پژوهشگاه را ناتمام گذاشت.

سه اتفاق بزرگ میراثی در دوران ریاست بهشتی
حفاری های غیرمجاز گسترده در محوطه باستانی جیرفت، ماجرای سد سیوند و برح جهان نما بی تردید ۳ اتفاق بزرگ میراثی در دوره ریاست سیدمحمد بهشتی بر سازمان میراث فرهنگی بودند.

او و تیم تخصصی اش توانستند در هر سه آزمون دشوار سربلند ظاهر شوند. تهدید حفاری ها در جیرفت را به فرصت تبدیل کردند و به تاسیس پایگاه میراث فرهنگی جیرفت و آغاز کاوش های باستان شناسی دکتر یوسف مجیدزاده در این محوطه باستانی اقدام کردند. کشفیات دکتر مجیدزاده بعدها در مجامع جهانی باستان شناسی به مهمترین کشفیات ۵۰ سال اخیر باستان شناسی جهان شهرت یافت.

در ماجرای برج جهان نما نیز او توانست با انتخاب مسیر صحیح از قرار گرفتن میدان نقش جهان اصفهان در فهرست آثار در معرض خطر یونسکو جلوگیری کند و ارتفاع جهان نما را چند طبقه کوتاه تر کند.

در ماجرای سد سیوند هم سیدمحمد بهشتی و تیم او در سازمان توانست یک تهدید بزرگ را تبدیل به فرصت کند و برای نخستین بار در جهان ۱۷ هیات باستان شناسی داخلی و خارجی را به نجات سیوند بگمارند.

سیدمحمد بهشتی حتی در تبدیل تهدید به فرصت در ماجرای برج جهان نما و سد سیوند چند گام فراتر رفت و در اقدامی مهم بند ج ماده ۱۱۴ از برنامه چهارم توسعه کشور را به تصویب دولت رساند و از آن پس بود که تمامی دستگاه ها در پروژه های عمرانی موظف به بررسی های باستان شناسی و رعایت عرصه و حریم آثار تاریخی و استعلام از سازمان میراث فرهنگی شدند.

آغاز فصل جدید در عمر میراثی بهشتی
سید محمد بهشتی حالا چهارمین فصل از عمر میراثی خود را آغاز کرده است. عمر او با فعالیت های میراث فرهنگی آمیخته است و بعید است حالا که بازنشسته شده و همین دیروز از سازمان میراث فرهنگی خداحافظی کرده است، موضوع میراث فرهنگی را فراموش کند و از گام برداشتن در این مسیر منصرف شود.

print

لطفا دیدگاه خود را ثبت کنید